نمي دونم يه ساعت پيش بود ، دو ساعت پيش بود ، سه ساعت پيش بود ، چهار ساعت پيش بود ...
اصلا مهم نيست چون انگار يه ثانيه ي پيش بود...
نمي دونم يکي بود ، دو تا بودن ، سه تا بودن ، چهار تا بودن ، پنج تا بودن ولي شش تا بودن اما يکي بودن...
نمي دونم روز بود ، شب بود ، گرگ و ميش بود...
اصلا مهم نيست چون که چشام جايي رو نمي ديد...
نمي دونم مادرم بود ، خواهرم بود ، برادرم بود...
اصلا مهم نيست چون هر کي بود چشاش پر اشک بود...
ولي بود ، هست ، خواهد بود...