تبليغاتX
مرد بزرگ هميشه هم تنها نيست‎!‎
تقدیم به کسانی که اسم این وبلاگ براشون بار نوستالژیک داره!!!
دلم می خواد یه جور داوینچی باشم تا ورژن اسلامی تابلوی شام آخرو بکشم ، مسیح و محمد جاشون عوض شه ، یه جور سلمان رشدی...
دلم می خواد یه جور دکتر شریعتی باشم و تو یه اتاق تنهایی فرت فرت سیگار دود کنم و کتاب بخونم ، یه جور گارسیا مارکز...
دلم میخواد  یه جور نادر ابراهیمی باشم تا بگم : "تحمل تنهایی از گدائی کردن دوست داشتن راحتتر است."یه جور بار دیگر روستائی که دوست می داشتم...
دلم می خواد یه جور میکل تایسون باشم تا وقتی کم آوردم گوش طرف مقابلمو گاز بگیرمو از جا بکنم ، یه جور جک لاموتا...
دلم می خواد یه جور هالی فیلد باشم تا امثال تایسون رو با یه ضربه ی آپر کات ناک اوت کنم ، یه جور علی کلی...
دلم می خواد یه جور آقای علی حیدری باشم و به شاگردام بگم به جای هفته ای دو بار روزی دوبار  خودشونو تخلیه کنن و هیچ مشکل شرعی و اخلاقی بهداشتی هم نداره ، یه جور زیگموند فروید...
دلم می خواد یه جور بازیگر نقش مقابل انجلینا جولی تو فیلم گناه اصلی باشم تا هم خوش بگذرونم! و هم پولمو بگیرم ، یه جور آنتونیو باندراس...
دلم می خواد یه جور جک باشم تا ثصویر زیبای رز رو تو کشتی تایتانیک نقاشی کنم ، یه جور دی کاپریو...
دلم می خواد یه جور توتو باشم تا یکی بهم بگه : "تو حالا یه مرد بزرگ شدی." یه جور گاو بزرگ...
دلم می خواد یه جور کوبریک باشم تا تو صحنه های سکسی فیلمام با کسی تعارف نداشته باشم ، یه جور برناردو برتولوچی...
دلم می خواد یه جور سیمرغ باشم برای دوستانم ، یه جور علی عابدینی...
دلم می خواد یه جور اسهال داشته باشم تا هر جا و هر وقت که دلم خواست(دلش خواست)برینم ، یه جور احمدی نژاد...
دلم می خواد یه جور اپوزیسیون بر علیه خودم تشکیل بدم تا حسابی دشمن داشته باشم! ، یه جور پفیوزیسیون...!
دلم می خواد یه جور عاشق باشم تا بگم: "خیال نکن نباشی بدون تو می میرم..." یه جور علیرضا عصار...
دلم می خواد یه جور ابراهیم نبوی باشم و تا آخر عمر که نه ولی بیشتر از یه ماه تو زندان انفرادی باشم و بنویسم ، یه جور ماه عسل پاییزی...
دلم می خواد یه جور بهروز وثوقی باشم با دلی پاک و ساده یه جور سوته دل...
دلم می خواد یه جور نیچه باشم شلاق در دستو تک وتنها ، یه جور مارک راسینویچ...
دلم می خواد یه جور چگووارا باشم تا همیشه خودمو به صرف مبارزه و فشنگ و سیگار برگ و قهوه ی تلخ دعوت کنم ، یه جور دکتر چمران...
دلم می خواد یه جور چوپان باشم تا به جای یه گله گوسفند یه گله آدم بچرونم ، یه جور چوپان راستگو...
دلم می خواد یه جور مرض لا علاج داشته باشم ، یه جور جنون الهی..
دلم می خواد یه جور دروازه بان تیم ملی تو آخرین بازی جام جهانی باشم و به چیزمم نباشه که تیمم  دو گل عقبه و جلو دروازه حرکات آکروباتیک برم ، یه جور احمد عابدزاده...
خلاصه آدم دلش خیلی چیزا رو میخواد ولی چیزا آدمو نمیخان........
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 13:26  توسط محمد   |