تبليغاتX
مرد بزرگ هميشه هم تنها نيست‎!‎
تقدیم به کسانی که اسم این وبلاگ براشون بار نوستالژیک داره!!!
آنی تکرار غريبانه ی روزها يت چگونه گذشت وقتی روشنی چشمهايت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود بامن بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکيت, از تنهايی معصومانه ی دستهایت آيا می دانی که در هجوم دردها و غم هايت و در گيرودار ملال آور دوران زندگيت حقيقت زلالی درياچه ی نقره ای نهفته بود؟ آنی اکنون آمده ام تا دستهايت را به پنجه ی طلايی خورشيد دوستی بسپاری و در آبی بيکران مهربانی ها به پرواز در آيی و اينک آن شکفتن و سبز شدن در انتظار توست در انتظار تو
+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 22:16  توسط محمد   | 

مطالب قدیمی‌تر