اولا همیشه لحظه ی سال تحویل یه جوری هوشیار بودم و دعا می کردم امسال گرفتم تخت خوابیدم دعا هم نکردم چون بیخود ترین کاری که میشه کرد این همه دعا کردیم چی شد امسالو دعا نکنیم ببینیم چی میشه تلویزیون رو هم خاموش کردم تا اول سالی چشم به جمال آقا سید علی و احمدی Fucking نژاد روشن نشه عوضش بهد سال تحویل یک دل سیر سمفونی نهم بتهوون گوش کردم چه حال داد آی حال کردم از اون حال کردنا یادش بخیر خوابگاه ۱۰ رو واقعا افسانه بود...!
دوم شاشیدم به این مراسم سال نو که الان وجود داره حال آدمو بهم میزنه اینجا برو اونجا رفتی؟
بابا یکی نیست بهش بگم فامیلی که فقط سالی یه بار اونم به هوس پسته میاد خونه آدم باید رفت در خونشو گل (gel) گرفت...
خلاصه امسالم بوی شاش گرفته بوش خیلی بده!
امضاء : مینگو دوم بیگدلی
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 18:1  توسط محمد
|